شک نکن

رایانه ، علمی ، ادبی ، داستان ، شعر ، ترفندها و....

یاد

یاد

نگاه کن!آن گندم‌زارها را می‌بینی؟ من نان نمی خورم و گندم در نظرم چیز بیفایده ای است. گندم زارها مرا به یاد هیچ چیز نمی اندازند و این جای تاسف است!اما تو موهای طلایی داری. و چقدر خوب خواهد شد آن وقت که مرا اهلی کرده باشی! چون گندم که به رنگ طلاست مرا به یاد تو خواهد انداخت. آن وقت من صدای وزیدن باد را در گندم زار دوست خواهم داشت...

  
نویسنده : عماد موسوی ; ساعت ٥:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۱۱
تگ ها : شعرها