شک نکن

رایانه ، علمی ، ادبی ، داستان ، شعر ، ترفندها و....

زمانه

یاران را چه شد؟

هیچ کس اشکی برای ما نریخت

هر که با ما بود از ما می گریخت

 

چند روزی هست حالم دیدنیست

حال من از این و آن پرسیدنیست

 

 گاه بر روی زمین زل می زنم

 گاه بر حافظ تفاءل می زنم

 

 حافظ دیوانه فالم را گرفت

 یک غزل آمد که حالم را گرفت:

 

 ما زیاران چشم یاری داشتیم

 

 خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

 

یاران را چه شد ای زمانه؟

 

 

 

  
نویسنده : عماد موسوی ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/۳/۸
تگ ها : شعرها